پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۶۸

این چه بادست که از سوی چمن می آید

وین چه خاکست کزو بوی سمن می آید

این چه انفاس روان بخش عبیر افشانست

که ازو رایحه ی مشک ختن می آید

دمبدم مرغ دلم نعره برآرد ز نشاط

کان سهی سرو چمانم ز چمن می آید

هیچ دانید که از بهر دل ریش اویس

کیست کز جانب یثرب بقرن می آید

آفتابست که از برج شرف می تابد

یا سهیلست که از سوی یمن می آید

از کجا می رسد این رایحه ی مشک نسیم

کز گذارش نفسی با تن من می آید

یا رب این نامه که آورد که از هر شکنش

بوی جان پرور آن عهدشکن می آید

بلبل آن لحظه که از غنچه سخن می گوید

یادم از پسته آن تنگ دهن می آید

چو بیان می کند از عشق حدیثی خواجو

همه اجزای وجودش بسخن می آید

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۷۰پشت بر یار کمان ابروی ما نتوان کرد
  2. شمارهٔ ۷۱آنک هرگز نظری با من شیدا نکند
  3. شمارهٔ ۷۲هیچ‌کس نیست که وصل تو تمنا نکند
  4. شمارهٔ ۷۳رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده‌اند
  5. شمارهٔ ۷۴بیا که بی سر زلفت مرا بسر نشود
  6. شمارهٔ ۷۵حدیث شمع از پروانه پرسید
  7. شمارهٔ ۷۶با درد دُرد نوشان درمان چه کار دارد
  8. شمارهٔ ۷۷در راه قربت ما ره بان چه کار دارد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.