پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۷۵

حدیث شمع از پروانه پرسید

نشان گنج از ویرانه پرسید

فروغ طلعت از آئینه جوئید

پریشانی زلف از شانه پرسید

اگر آگه نئید از صورت خویش

برون آئید و از بیگانه پرسید

مپرسید از لگن سوز دل شمع

وگر پرسید از پروانه پرسید

محبت دام و محبوبست دانه

بدام آئید و حال دانه پرسید

چو از جانانه جانم دردمندست

دوای جانم از جانانه پرسید

منم دیوانه و او سرو قامت

حدیث راست از دیوانه پرسید

حریفان گو بهنگام صبوحی

نشانم از در میخانه پرسید

کنون چون شد برندی نام مافاش

ز ما از ساغر و پیمانه پرسید

ز خواجو کو می و پیمانه داند

همان بهتر که از پیمان نپرسید

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۷۷در راه قربت ما ره بان چه کار دارد
  2. شمارهٔ ۷۸گهی که شرح فراقت کنم بدیده سواد
  3. شمارهٔ ۷۹طوطی از پسته تنگ تو شکر گرد آورد
  4. شمارهٔ ۸۰دل من جان ز غم عشق تو آسان نبرد
  5. شمارهٔ ۸۱گردون کنایتی ز سر بام ما بود
  6. شمارهٔ ۸۲مراد بین که بپیش مرید باز آید
  7. شمارهٔ ۸۳به خشم رفته‌ی ما گر به صلح بازآید
  8. شمارهٔ ۸۴بنگر ای شمع که پروانه دگر باز آمد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.