پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۷۹

طوطی از پسته تنگ تو شکر گرد آورد

چشمم از درج عقیق تو گهر گرد آورد

صد دل خسته بهر موئی از آن زلف دراز

مهر رخسار تو در دور قمر گرد آورد

مردم چشم من از بهر نثار قدمت

ای بسا دُر که درین قصر دو در گرد آورد

گنج قارون چو درین ره به پشیزی نخرند

رخ زردم بچه وجه اینهمه زر گرد آورد

خبرت هست که چندین دل صاحب نظران

نرگس مست تو هنگام نظر گرد آورد

چرخ پیروزه ز خون جگر فرهادست

آن همه لعل که بر کوه و کمر گرد آورد

در سر چشم جفا دیده ی خون افشان کرد

دل من هرچه بخوناب جگر گرد آورد

گرم کن بزم طرب را که شب مشک فروش

رخت سواد بدم سرد سحر گرد آورد

خسرو آنست که چون ملک وصالت دریافت

لعل شیرین ترا دید و شکر گرد آورد

دلم این لحظه بدست آر که جانم ز درون

کرد ترتیب ره و بار سفر گرد آورد

چشم خواجو چو رخ آورد بدریای سرشک

سوی بحرین شد و لؤلؤی تر گرد آورد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۸۱گردون کنایتی ز سر بام ما بود
  2. شمارهٔ ۸۲مراد بین که بپیش مرید باز آید
  3. شمارهٔ ۸۳به خشم رفته‌ی ما گر به صلح بازآید
  4. شمارهٔ ۸۴بنگر ای شمع که پروانه دگر باز آمد
  5. شمارهٔ ۸۵یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمد
  6. شمارهٔ ۸۶گلی برنگ تو از غنچه بر نمی آید
  7. شمارهٔ ۸۷کیست که با من حدیث یار بگوید
  8. شمارهٔ ۸۸درد غم عشق را طبیب نباشد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.