پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۸۸

درد غم عشق را طبیب نباشد

مکتب عشّاق را ادیب نباشد

کشور تحقیق را امیر نخیزد

خطبه ی توحید را خطیب نباشد

بانفحات نسیم باد بهاران

در دم صبح احتیاج طیب نباشد

در گذر از عمر آنک پیش محبان

عمر گرامی بجز حبیب نباشد

ایکه مرا باز داری از سر کویش

ترک چمن کار عندلیب نباشد

ساکن بتخانه ئی ز خرقه برون آی

معتکف کعبه را صلیب نباشد

از تو بجور رقیب روی نتابم

کشته غم را غم از رقیب نباشد

هر که غریبست و پای بند کمندت

گر تو بتیغش زنی غریب نباشد

منکر خواجو مشو که هر که بمستی

دعوی دانش کند لبیب نباشد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۹۰بی گلبن وصلت بگلستان نتوان بود
  2. شمارهٔ ۹۱همچو شمعم بشبستان حرم یاد کنید
  3. شمارهٔ ۹۲ای ساربان بقتل ضعیفان کمر مبند
  4. شمارهٔ ۹۳گمان مبر که دلم میل دوستان نکند
  5. شمارهٔ ۹۴کس حال من سوخته جز شمع نداند
  6. شمارهٔ ۹۵کی طرف گلستان چو سر کوی تو باشد
  7. شمارهٔ ۹۶ناله ئی کان ز دل چنگ برون می آید
  8. شمارهٔ ۹۷پیه سوز چشم من سر شمع ایوان تو باد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.