پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۹۲

ای ساربان بقتل ضعیفان کمر مبند

برگیر بارم از دل و بار سفر مبند

در اشک ما نگه کن و از سیم درگذر

بر روی ما نظر فکن و نقش زر مبند

ما را چو در سلاسل زلفت مقیدیم

پای در شکسته بزنجیر در مبند

فرهاد را مکش بجدائی و در غمش

هر دم خروش و غلغله در کوه و در مبند

ای دل مگر بیاد نداری که گفتمت

چندین طمع بر آن بت بیدادگر مبند

ور آبروی بایدت ای چشم دُرفشان

بر یاد لعل او سر دُرج گهر مبند

ای باغبان گرم ندهی ره بپای گل

گلزار را بروی من خسته در مبند

چون سرو اگر چنانک سر افرازیت هواست

ون نی بقصد بی سر و پایان کمر مبند

چشمم که در هوای رخت باز گشته است

مرغ دل مرا مشکن بال و پر مبند

بی جرم اگرچه از نظر افکنده ئی مرا

بگشای پرده از رخ و راه نظر مبند

خواجو چو نیست در شب هجران امید روز

با تیره شب بسر برو دل در سحر مبند

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۹۴کس حال من سوخته جز شمع نداند
  2. شمارهٔ ۹۵کی طرف گلستان چو سر کوی تو باشد
  3. شمارهٔ ۹۶ناله ئی کان ز دل چنگ برون می آید
  4. شمارهٔ ۹۷پیه سوز چشم من سر شمع ایوان تو باد
  5. شمارهٔ ۹۸چو ترک مهوشم از خواب مست برخیزد
  6. شمارهٔ ۹۹اهل دل پیش تو مردن ز خدا می خواهند
  7. شمارهٔ ۱۰۰هر که را سکه درستست بزر باز نماند
  8. شمارهٔ ۱۰۱که می‌رود که پیامم به شهر یار رساند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.