پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۹۸

چو ترک مهوشم از خواب مست برخیزد

خروش و ناله ز اهل نشست برخیزد

خیال باده ی صافی ز سر برون کردن

کجا ز دست من می پرست برخیزد

چنین که شمع سر افشاند و از قدم ننشست

گمان مبر که کسی را ز دست برخیزد

گهی که شست گشاید هزار نعره زه

نگار صف شکنم را ز شست برخیزد

معینست که آنماه پیکر از سر مهر

کنون که عهد مودت شکست برخیزد

شبی دراز بسا ناله ی دل مجروح

کزان دو زلف دلاویز پست برخیزد

کسی که خاک شود در لحد پس از صد سال

ببوی آن سر زلف چو شست برخیزد

زرشک آنک تو با هر که هست بنشینی

روان من ز سر هر چه هست برخیزد

چو چشم مست تو خواجو بحشر یاد کند

ز خوابگاه عدم نیمه مست برخیزد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰هر که را سکه درستست بزر باز نماند
  2. شمارهٔ ۱۰۱که می‌رود که پیامم به شهر یار رساند
  3. شمارهٔ ۱۰۲تا چین آن دو زلف سمن سا پدید شد
  4. شمارهٔ ۱۰۳ای پرده سرایان که درین پرده سرائید
  5. شمارهٔ ۱۰۴تاجداری کند آنکس که ز سر درگذرد
  6. شمارهٔ ۱۰۵هر کو چو شمع  زآتشِ دل تاجِ سر نکرد
  7. شمارهٔ ۱۰۶چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
  8. شمارهٔ ۱۰۷سوز غم تو آتشم از جان برآورد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.