پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۰۷

سوز غم تو آتشم از جان برآورد

مهر تو دودم از دل بریان برآورد

چشم پر آب ما چو ز بحرین دم زند

شور از نهاد قلزم و عمان برآورد

گردون لاجورد بدور عقیق تو

بس خون لعل کز جگر کان برآورد

مرغ دلم ز عشق گلستان عارضت

هر دم هوا بگیرد و افغان برآورد

ما را بباد داد و گر آن کفر زلف تست

این مان بتر بود که زایمان برآورد

هر لحظه چشم ترک تو چون کافران مست

خنجر بقصد خون مسلمان بر آورد

با کوه اگر صفت کنم از شوق کازرون

آه از دل شکسته ی نالان برآورد

گر اشتیاق کعبه برینسان بود بسی

ماه را بگرد کوه و بیابان برآورد

خواجو چنین که چشمه ی خونبار چشم تست

هر دم معینست که طوفان برآورد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹لطافت دهنش در بیان نمی گنجد
  2. شمارهٔ ۱۱۰ساقیان آبم بجام لعل شکر خا برند
  3. شمارهٔ ۱۱۱بی لاله‌رخان روی به صحرا نتوان کرد
  4. شمارهٔ ۱۱۲بی رخ حور بجنت نفسی نتوان بود
  5. شمارهٔ ۱۱۳بآب گل رخ آن گلعذار می شویند
  6. شمارهٔ ۱۱۴تا ترا برگ ما نخواهد بود
  7. شمارهٔ ۱۱۵اگر آن ماه مهربان گردد
  8. شمارهٔ ۱۱۶هر که با نرگس سرمست تو در کار آید
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.