پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۱۳

بآب گل رخ آن گلعذار می شویند

و یا بقطره ی شبنم بهار می شویند

بکوی مغبچگان جامه های صوفی را

بجامهای می خوشگوار می شویند

هنوز نازده منصور تخت بر سردار

بخون دیده ی او پای دار می شویند

خوش آن صبوح که آتش رخان ساغر گیر

بباده لعل لب آبدار می شویند

بحلقه ئی که زلفت حدیث می رانند

دهان نخست بمشک تتار می شویند

بپوش چهره که مشّاطگان نقش نگار

ز شرم روی تو دست از نگار می شویند

بسا که شرح نویسان روزنامه ی گل

ورق ز شرم تو در جویبار می شویند

قتیل تیغ ترا خستگان ضربت شوق

بآب دیده ی گوهر نثار می شویند

بشوی گرد ز خاطر که دیدگان هر دم

ز لوح چهره ی خواجو غبار می شویند

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵اگر آن ماه مهربان گردد
  2. شمارهٔ ۱۱۶هر که با نرگس سرمست تو در کار آید
  3. شمارهٔ ۱۱۷تنم تنها نمی خواهد که در کاشانه بنشیند
  4. شمارهٔ ۱۱۸در پای تو هر کس که سرانداز نیاید
  5. شمارهٔ ۱۱۹نور رویت تاب در شمع شبستان افکند
  6. شمارهٔ ۱۲۰ز شهر یار که آید که حال یار بگوید
  7. شمارهٔ ۱۲۱خدا را از سر زاری بگوئید
  8. شمارهٔ ۱۲۲چو شام شد بشبستان شتاب باید کرد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.