پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۲۱

خدا را از سر زاری بگوئید

که آخر ترک بیزاری بگوئید

چو زور و زر ندارم حال زارم

بمسکین حالی و زاری بگوئید

غریبی از غریبان دور مانده

اگر باشد بدین خواری بگوئید

وگر بازارئی غمخواره دیدید

بدین زاری و غمخواری بگوئید

چو عیاران دو عالم برفشانید

وگر نی ترک عیاری بگوئید

بدلدار از من بیدل پیامی

ز روی لطف و دلداری بگوئید

بوصف طرّه اش رمزی که دانید

همه در باب طراری بگوئید

فریب چشم آن ترک دلارا

بسر مستان بازاری بگوئید

حدیث جعدش ار در روز نتوان

مسلسل در شب تاری بگوئید

وگر گوئید حالم پیش آن یار

بیاری کز سر یاری بگوئید

اگر خواهید کردن صید مردم

بترک مردم آزاری بگوئید

یکایک ماجرای اشک خواجو

روان با ابر آذاری بگوئید

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳طره های تو کمند افکن طرارانند
  2. شمارهٔ ۱۲۴بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد
  3. شمارهٔ ۱۲۵خنک آن باد که بر خاک خراسان گذرد
  4. شمارهٔ ۱۲۶دیشب همه شب منزل من کوی مغان بود
  5. شمارهٔ ۱۲۷ای که از شرمت خوی از رخساره ی خور می چکد
  6. شمارهٔ ۱۲۸جان برافشان اگرت صحبت جانان باید
  7. شمارهٔ ۱۲۹ترک تیرانداز من کز پیش لشکر می رود
  8. شمارهٔ ۱۳۰دوشم وطن بجز در دیر مغان نبود
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.