پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۲۴

بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد

بدان عرق که سحر بر عذار لاله فتاد

بدان نفس که نسیم بهار چهره گشای

نقاب نسترن و گیسوی بنفشه گشاد

ببرد باری خاک و بحدت آتش

بنقش بندی آب و بعطر سائی باد

بسحر نرگس جادوی دلبر کشمیر

بچین سنبل هندوی لعبت نوشاد

بتاب طره لیلی و شورش مجنون

بشور شکر شیرین و تلخی فرهاد

بقامت تو که شد سرو سرکشش بنده

بخدمت تو که از بنده گشته ئی آزاد

بنیم شب که مرا همزبان شود خامه

بصبحدم که مرا همنفس بود فریاد

باشک من که زند دم ز مجمع البحرین

بچشم من که برد آب دجله ی بغداد

که آنچ در غم هجر تو می کشد خواجو

گمان مبر که بصد سال شرح شاید داد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶دیشب همه شب منزل من کوی مغان بود
  2. شمارهٔ ۱۲۷ای که از شرمت خوی از رخساره ی خور می چکد
  3. شمارهٔ ۱۲۸جان برافشان اگرت صحبت جانان باید
  4. شمارهٔ ۱۲۹ترک تیرانداز من کز پیش لشکر می رود
  5. شمارهٔ ۱۳۰دوشم وطن بجز در دیر مغان نبود
  6. شمارهٔ ۱۳۱چو عکس روی تو در ساغر شراب افتاد
  7. شمارهٔ ۱۳۲ساقیان چون دم از شراب زنند
  8. شمارهٔ ۱۳۳چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.