پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۲۷

ای که از شرمت خوی از رخساره ی خور می چکد

چون سخن می گوئی از لعل تو گوهر می چکد

زان لب شیرین چو می آرم حدیثی در قلم

از نی کلکم نظر کن کاب شکّر می چکد

دامن گردون پر از خون جگر بینم به صبح

بسکه در مهر تو اشک از چشم اختر می چکد

چون عقیق گوهر افشان تو می آرم بیاد

در دمم سیم مذاب از دیده بر زر می چکد

بسکه می ریزد ز چشمم اشک میگون شمع وار

ز آتش دل خون لعل از چشم ساغر می چکد

عاقبت سیلابم از سر بگذرد چون دم به دم

راه می گیریم بر آب چشم و دیگر می چکد

آستین بر دیده می بندم ولی در دامنم

خون دل چندان که می بینم فزونتر می چکد

خامه چون احوال دردم بر زبان می آورد

اشک خونینش روان بر روی دفتر می چکد

تشنه می میرم چو خواجو بر لب دریا ولیک

بر لب خشکم سرشک از دیده ی تر می چکد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹ترک تیرانداز من کز پیش لشکر می رود
  2. شمارهٔ ۱۳۰دوشم وطن بجز در دیر مغان نبود
  3. شمارهٔ ۱۳۱چو عکس روی تو در ساغر شراب افتاد
  4. شمارهٔ ۱۳۲ساقیان چون دم از شراب زنند
  5. شمارهٔ ۱۳۳چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد
  6. شمارهٔ ۱۳۴بسالی کی چنان ماهی برآید
  7. شمارهٔ ۱۳۵مهی چون او بماهی برنیاید
  8. شمارهٔ ۱۳۶بنشین تا نفسی آتش ما بنشیند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.