پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۲۸

جان برافشان اگرت صحبت جانان باید

خون دل نوش اگرت آرزوی جان باید

برو و مملکت کفر مسخّر گردان

گر ترا تختگه عالم ایمان باید

در پی خضر شو و روی متاب از ظلمات

اگرت شربتی از چشمهٔ حیوان باید

هرکه را دست دهد وصل پری رخساران

دیو باشد اگرش ملک سلیمان باید

تا پریشان بود آن زلف سیه جمعی را

جای دل در خم آن زلف پریشان باید

سرمهٔ دیده ز خاک ره دربان سازد

هرکه را صحن سراپردهٔ سلطان باید

حکم و حکمت به که دادند درین ره خواجو

بگذر از حکم اگرت حکمت یونان باید

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰دوشم وطن بجز در دیر مغان نبود
  2. شمارهٔ ۱۳۱چو عکس روی تو در ساغر شراب افتاد
  3. شمارهٔ ۱۳۲ساقیان چون دم از شراب زنند
  4. شمارهٔ ۱۳۳چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد
  5. شمارهٔ ۱۳۴بسالی کی چنان ماهی برآید
  6. شمارهٔ ۱۳۵مهی چون او بماهی برنیاید
  7. شمارهٔ ۱۳۶بنشین تا نفسی آتش ما بنشیند
  8. شمارهٔ ۱۳۷زنده اند آنها که پیش چشم خوبان مرده اند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.