پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۲۹

ترک تیرانداز من کز پیش لشکر می رود

دلبربا می آیدم در چشم و دلبر می رود

بامدادان کان مه از خرگاه می آید برون

ز آتش رخسارش آب چشمه ی خور می رود

من بتلخی جان شیرین می دهم فرهاد وار

وز لب شیرین جانان آب شکر می رود

آتشی در سینه دارم کز درون سوزناک

دمبدم چون شمع مجلس دودم از سر می رود

گر بدامن اشک در پایم گهر ریزی کند

جای آن باشد چرا کو بر سر زر می رود

تیره می گردد سحرگه دیده ی سیارگان

بسکه دود آه من در چشم اختر می رود

می رود خونم ز چشم خونفشان تدبیر چیست

زانک هر ساعت که می آید فزونتر می رود

چنگ را بینم که هنگام صبوح از درد من

می کند فریاد و خون از چشم ساغر می رود

ای بهشتی پیکر از فردوس می آئی مگر

کز عقیق جانفزایت آب کوثر می رود

گر دل و دین در سر زلف تو کردم دور نیست

رخت مؤمن در سر تشویش کافر می رود

چون دبیر از حال خواجو می کند رمزی بیان

خون چشمش چون قلم بر روی دفتر می رود

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱چو عکس روی تو در ساغر شراب افتاد
  2. شمارهٔ ۱۳۲ساقیان چون دم از شراب زنند
  3. شمارهٔ ۱۳۳چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد
  4. شمارهٔ ۱۳۴بسالی کی چنان ماهی برآید
  5. شمارهٔ ۱۳۵مهی چون او بماهی برنیاید
  6. شمارهٔ ۱۳۶بنشین تا نفسی آتش ما بنشیند
  7. شمارهٔ ۱۳۷زنده اند آنها که پیش چشم خوبان مرده اند
  8. شمارهٔ ۱۳۸دلبرم را پرّ طوطی بر شکر خواهد فتاد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.