پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۳۳

چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد

آتشم بر دل پر خون جگر خوار افتد

مکن انکار من ای خواجه گرم کار افتاد

زانک معذور بود هر که در این کار افتد

بر من خسته مزن تیر ملامت بسیار

که درین منزل ازین واقعه بسیار افتد

گر چو فرهاد ز مژگان گهر افشان گردم

ای بسا لعل که در دامن کهسار افتد

ور چو منصور ز من بانگ انا الحق خیزد

آتشم از جگر سوخته در دار افتد

چون بیاد خط سبز تو بر آرم نفسی

دودم از سینه برین پرده ی زنگار افتد

هر دم از آرزوی گوشه چشمت سرمست

زاهدی گوشه نشین بر در خمار افتد

گر برد باد صبا نکهت زلف تو بچین

خون دل در جگر نافه ی تاتار افتد

پیش آن نرگس بیمار بمیرد خواجو

اگرش دیده بر آن نرگس بیمار افتد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵مهی چون او بماهی برنیاید
  2. شمارهٔ ۱۳۶بنشین تا نفسی آتش ما بنشیند
  3. شمارهٔ ۱۳۷زنده اند آنها که پیش چشم خوبان مرده اند
  4. شمارهٔ ۱۳۸دلبرم را پرّ طوطی بر شکر خواهد فتاد
  5. شمارهٔ ۱۳۹ترک من ترک من گرفت و خطا کرد
  6. شمارهٔ ۱۴۰آن رفت که میل دل من سوی شما بود
  7. شمارهٔ ۱۴۱مشنو که چراغ دل من روی تو نبود
  8. شمارهٔ ۱۴۲هر که او را قدمی هست ز سر نندیشد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.