پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۳۶

بنشین تا نفسی آتش ما بنشیند

ورنه دود دل ما بیتو کجا بنشیند

گر کسی گفت که چون قد تو سروی برخاست

این خیالست که در خاطر ما بنشیند

چون تو برخیزی و از ناز خرامان گردی

سرو برطرف گلستان ز حیا بنشیند

هیچکس با تو زمانی بمراد دل خویش

ننشیند مگر از خویش جدا بنشیند

دمبدم مردمک چشم من افشاند آب

بر سر کوی تو تا گرد بلا بنشیند

بر فروزد دلم از نکهت انفاس نسیم

گرچه شمع از نفس باد صبا بنشیند

تو مپندار که دور از تو اگر خاک شوم

آتش عشق من از باد هوا بنشیند

من بشکرانه ی آن از سرسر برخیزم

کان سهی سرو روان از سرپا بنشیند

عقل باور نکند کان شه خوبان خواجو

از تکبر نفسی پیش گدا بنشیند

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸دلبرم را پرّ طوطی بر شکر خواهد فتاد
  2. شمارهٔ ۱۳۹ترک من ترک من گرفت و خطا کرد
  3. شمارهٔ ۱۴۰آن رفت که میل دل من سوی شما بود
  4. شمارهٔ ۱۴۱مشنو که چراغ دل من روی تو نبود
  5. شمارهٔ ۱۴۲هر که او را قدمی هست ز سر نندیشد
  6. شمارهٔ ۱۴۳درد من دلخسته بدرمان که رساند
  7. شمارهٔ ۱۴۴هر نسخه که در وصف خط یار نویسند
  8. شمارهٔ ۱۴۵مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.