پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۳۹

ترک من ترک من گرفت و خطا کرد

جامه ی صبر من برفت و قبا کرد

همچو زلف سیاه سرکش هندو

بر سر آتشم فکند و رها کرد

صبح رویش بدید و سوره ی و الشمس

از سر صدق در دمید و دعا کرد

خط زنگار گون آن بت چین را

هر که مشک تتار خواند خطا کرد

بدرستی که در حدیث نیاید

آنچه غم با دل شکسته ما کرد

آنک بیرون ازو طبیب نداریم

دردمان کی شنیدئی که دوا کرد

اشک می خواست تا برون جهد از چشم

خون دل کام او برفت و روا کرد

چون بروز وصال شکر نکردم

اخترم در شب فراق سزا کرد

نیست بر جای خویش مرغ سلیمان

باز گوئی مگر هوای سبا کرد

بر حدیث صبا چگونه نهم دل

زانک با دست هر سخن که صبا کرد

سرو سیمین من ز صحبت خواجو

گرنه آزاد شد کناره چرا کرد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱مشنو که چراغ دل من روی تو نبود
  2. شمارهٔ ۱۴۲هر که او را قدمی هست ز سر نندیشد
  3. شمارهٔ ۱۴۳درد من دلخسته بدرمان که رساند
  4. شمارهٔ ۱۴۴هر نسخه که در وصف خط یار نویسند
  5. شمارهٔ ۱۴۵مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود
  6. شمارهٔ ۱۴۶خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد
  7. شمارهٔ ۱۴۷مستم ز در خانهٔ خمار برآرید
  8. شمارهٔ ۱۴۸بهار دهر بباد خزان نمی ارزد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.