پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۳۸

دلبرم را پرّ طوطی بر شکر خواهد فتاد

مرغ جانم آتشش در بال و پر خواهد فتاد

هر نفس کو جلوه ی کبک دری خواهد نمود

ناله ی کبک دری در کوه و دل خواهد فتاد

چون بدیدم لعل او گفتم دل شوریده ام

همچو طوطی زین شکر در شور و شر خواهد فتاد

از سرشک و چهره دارم وجه سیم و زر ولی

کی چو نرگس چشم او بر سیم و زر خواهد فتاد

بسکه چون فرهادم آب دیدگان از سرگذشت

کوه را سیل عقیقین بر کمر خواهد فتاد

دشمن ار با ما بمستوری در افتد باک نیست

زانک با مستان در افتد هر که برخواهد فتاد

تشنه ام ساقی بده آبی روان کز سوز عشق

همچو شمعم آتش دل در جگر خواهد فتاد

دل بآنکس ده که او را جان بلب خواهد رسید

دست آنکس گیر کو از پای درخواهد فتاد

بگذر ای زاهد که جز راه ملامت نسپرد

هر که روزی در خراباتش گذر خواهد فتاد

باده نوش اکنون که چین در زلف گلرویان باغ

از گذار باد گلبوی سحر خواهد فتاد

کار خواجو با تو افتاد از جهان وین دولتیست

هیچ کاری در جهان زین خوبتر خواهد فتاد؟

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰آن رفت که میل دل من سوی شما بود
  2. شمارهٔ ۱۴۱مشنو که چراغ دل من روی تو نبود
  3. شمارهٔ ۱۴۲هر که او را قدمی هست ز سر نندیشد
  4. شمارهٔ ۱۴۳درد من دلخسته بدرمان که رساند
  5. شمارهٔ ۱۴۴هر نسخه که در وصف خط یار نویسند
  6. شمارهٔ ۱۴۵مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود
  7. شمارهٔ ۱۴۶خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد
  8. شمارهٔ ۱۴۷مستم ز در خانهٔ خمار برآرید
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.