پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۴۷

مستم ز در خانهٔ خمار برآرید

و آشفته و شوریده به بازار برآرید

چون سِرّ اناالحق ز منِ سوخته شد فاش

زنجیرکشانم به سر دار برآرید

یا دادم از آن چرخ سیه‌روی بخواهید

یا دودم ازین دلق سیه‌کار برآرید

چون نامِ منِ خسته به این کار برآمد

گو در رخ من خنجر آن کار برآرید

ما را که درین حلقه سر از پای ندانیم

پرگار صفت گرد در یار برآرید

گر رایت اسلام نگون می‌شود از ما

آوازهٔ ما در صف کفّار برآرید

بر مستی ما دست تعنّت مفشانید

وز هستی ما گرد به یک بار برآرید

امروز که از پیر مغان خرقه گرفتیم

ما را ز درِ دیْر به زنّار برآرید

خواجو چو رخ جام به خونابه فرو شست

نامش به قدح‌شویی خمّار برآرید

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹مسیح وقتی ازین خسته دم دریغ مدار
  2. شمارهٔ ۱۵۰معلوم نگردد سخن عشق بتقریر
  3. شمارهٔ ۱۵۱برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر
  4. شمارهٔ ۱۵۲بجز نسیم که یابد نصیبی از گلزار
  5. شمارهٔ ۱۵۳پندم بچه عقل می دهد پیر
  6. شمارهٔ ۱۵۴ترک عالم گیر و عالم را مسخر کرده گیر
  7. شمارهٔ ۱۵۵برو ای خواجه و شه را بگدا باز گذار
  8. شمارهٔ ۱۵۶ای پیر مغان شربتم از دُرد مغان آر
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.