پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۵۲

بجز نسیم که یابد نصیبی از گلزار

که یک گلست در این باغ و عندلیب هزار

چو از گل آرزوی مرغ خوش نظر با دست

تو هم ببوی قناعت کن از نسیم بهار

وگر چو غنچه جهان را بروی گل بینی

بدوز چشم جهان بین بخار و دیده مخار

ز تیغ و دار چه ترسانی ای پسر ما را

که تاج ما سر تیغست و تخت ما سردار

بعشوه ام چه فریبی چرا که بلبل مست

کجا بباد هوا باز گردد از گلزار

کدام دوست که دوری گزیند از بر دوست

کدام یار که گیرد قرار بیرخ یار

ترا شبی نگزیرد ز چنگ و نغمه زیر

مرا دمی نشکیبد ز آه و ناله زار

حدیث غصه ی فرهاد و قصه ی شیرین

بخون لعل بباید نوشت بر کهسار

روان بود که بود باغ را درین موسم

کنار و بر گل و خواجو ز گل گرفته کنار

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴ترک عالم گیر و عالم را مسخر کرده گیر
  2. شمارهٔ ۱۵۵برو ای خواجه و شه را بگدا باز گذار
  3. شمارهٔ ۱۵۶ای پیر مغان شربتم از دُرد مغان آر
  4. شمارهٔ ۱۵۷ای دل ار سودای جانان داری از جان درگذر
  5. شمارهٔ ۱۵۸فتاده‌ام من دیوانه در غم تو اسیر
  6. شمارهٔ ۱۵۹قلم گرفتم و می خواستم که بر طومار
  7. شمارهٔ ۱۶۰آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر
  8. شمارهٔ ۱۶۱زهی طناب سراپردهٔ تو گیسوی حور
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.