پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۵۷

ای دل ار سودای جانان داری از جان درگذر

ور دل از جان بر نمی گیری ز جانان درگذر

در حقیقت کفر و ایمان جز حجاب راه نیست

عاشقی را پیشه کن وز کفر و ایمان درگذر

با سرشک ما حدیث لؤلؤ لالا مگوی

چشم گوهر بار من بین وز عمّان درگذر

گر صفای مروه خواهی خاک یثرب سرمه ساز

ور هوای کعبه داری از بیابان درگذر

حکم و حکمت هر دو با هم کی مسلم گرددت

حکمت یونان طلب وز حکم یونان در گذر

تا ترا دیو و پری سر بر خط فرمان نهند

همچو باد از خاتم و تخت سلیمان درگذر

غرقه شو در نیستی گر عمر نوحت آرزوست

غوطه خورد در موج خوناب وز طوفان درگذر

تا مسخر گرددت ملک سکندر خضر وار

از سیاهی رخ متا وزاب حیوان درگذر

بگذر از بخت جوان و دامن پیران بگیر

دست بر زال زر افشان و زدستان درگذر

گرچه ذره وصل خورشید در فشانت هواست

محو شو در مهر و از گردون گردان درگذر

زخم را مرهم شمار و طالب دارو مباش

درد را از دست بگذار و ز درمان درگذر

تا ببینی آبروی یوسف کنعان ما

رو علم بر مصر زن وز چاه کنعان درگذر

عارض گلرنگ او بین وز شقایق دم مزن

سنبل سیراب او گیر وز ریحان درگذر

گر بمعنی ملک درویشی مسخر کرده ئی

از ره صورت برون آی وز سلطان درگذر

تا بکی خواجو توان بودن بکرمان پای بند

سر بر آور همچو ایوب وز کرمان درگذر

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹قلم گرفتم و می خواستم که بر طومار
  2. شمارهٔ ۱۶۰آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر
  3. شمارهٔ ۱۶۱زهی طناب سراپردهٔ تو گیسوی حور
  4. شمارهٔ ۱۶۲کار من شکسته بسامان رسید باز
  5. شمارهٔ ۱۶۳برگ نسرین تو را بی‌خار می‌یابم هنوز
  6. شمارهٔ ۱۶۴چون کوتهست دستم از آن گیسوی دراز
  7. شمارهٔ ۱۶۵بستیم دل در آن سر زلف دراز باز
  8. شمارهٔ ۱۶۶کجا بود من مدهوش را حضور نماز
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.