پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۶۳

برگ نسرین تو را بی‌خار می‌یابم هنوز

باغ رخسارت پر از گلنار می‌یابم هنوز

دوش می‌گفتی که چشم ناتوانم خوشترست

خوشترست اما منش بیمار می‌یابم هنوز

تا نپنداری که بنشست آتش منصور از آنک

سوز عشقش همچنان از دار می‌یابم هنوز

از سرشک چشم فرهاد ای بسا لعل و گهر

کاین زمان در دامن کهسار می‌یابم هنوز

همچو خسرو، جان شیرین باختم در راه عشق

لیک در دل حسرت دلدار می‌یابم هنوز

ماه کنعانم برفت از کلبه‌ی احزان ولی

عکس رویش بر در و دیوار می‌یابم هنوز

اول شب بود کان یار از شبستانم برفت

وز نسیم صبح بوی یار می‌یابم هنوز

جز نسیمی کان به چین زلف او بگذشت دوش

دامنش پر نافه‌ی تاتار می‌یابم هنوز

گرچه خواجو شد مقیم خانقاه اما مدام

خلوتش در خانه خمّار می‌یابم هنوز

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵بستیم دل در آن سر زلف دراز باز
  2. شمارهٔ ۱۶۶کجا بود من مدهوش را حضور نماز
  3. شمارهٔ ۱۶۷نه مرا بر سر کوی تو بجز سایه جلیس
  4. شمارهٔ ۱۶۸ای مرغ خوش‌نوا چه فرو بسته‌ای نفس
  5. شمارهٔ ۱۶۹رخت شمع شبستان می نهندش
  6. شمارهٔ ۱۷۰آه از آن یار که نبود خبر از یارانش
  7. شمارهٔ ۱۷۱رقم ز غالیه بر طرف لاله زار مکش
  8. شمارهٔ ۱۷۲ای دل مکن انکار و از این کار میندیش
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.