پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۷۱

رقم ز غالیه بر طرف لاله زار مکش

ز نافه ی ختنی نقش بر عذار مکش

بخون دیده ی ما ساعد نگارین را

بیا و رنگ کن و زحمت نگار مکش

بقصد کشتن ما خنجر جفا و ستم

اگر چنانک کشی تیغ انتظار مکش

ز بار خاطرم ای ساربان تصور کن

مکن شتاب و شتر را بزیر بار مکش

چو نیست پای برون رفتنم ز منزل دوست

بخنجرم بکش و ناقه را مهار مکش

چو از رخش گل صد برگ می توان چیدن

مرو بطرف گلستان و رنج خار مکش

مدام چون ز می عشق مست و مدهوشی

بریز باده و درد سر خمار مکش

گرت ز غیرت بلبل خبر بود چو صبا

ببوستان مرو و جیب شاخسار مکش

بروزگار توان یافت کام دل خواجو

بترک کام کن و جور روزگار مکش

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳پرده ی از رخ بفکن ای خود پرده ی رخسار خویش
  2. شمارهٔ ۱۷۴بشهریار بگوئید حال این درویش
  3. شمارهٔ ۱۷۵به سوز سینه رسند اهل دل به ذوق سماع
  4. شمارهٔ ۱۷۶بیار باده که وقت گلست و موسم باغ
  5. شمارهٔ ۱۷۷چون آتش خور شعله زد از شیشه ی شفاف
  6. شمارهٔ ۱۷۸شمیم باغ بهشتست یا نسیم عراق
  7. شمارهٔ ۱۷۹ای سرو خرامنده ی بستان حقایق
  8. شمارهٔ ۱۸۰ای کرده تیره شب را بر آفتاب منزل
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.