پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۷۷

چون آتش خور شعله زد از شیشه ی شفاف

در آب معقّد فکن آن آتش نشّاف

گر باد صبا مشک نسیمست عجب نیست

کآهوی شب افتاد کنون نافه اش از ناف

منعم مکن ای محتسب از باده که صوفی

بی جام مصفّا نتواند که شود صاف

میخواره ی سرمست بدنیا نکند میل

دیوانه ی مدهوش ز دانش نزند لاف

صید صلحا می کند آن آهوی صیاد

خون عقلا می خورد این غمزه ی سیاف

هر دم که شود دُرج عقیقت گهر افشان

گوهر ز حیا آب شود در دل اصداف

آنکس که دل از هر دو جهان در کرمت بست

بر وی چه بود گر بگشائی در اعطاف

کام دل درویش جزین نیست که گه گاه

در وی نگرد شاه جهان از سر الطاف

آن به که زبان در کشم از وصف جمالت

زیرا که بکنهش نرسد خاطر وصاف

نقد دل مغشوش ببازار تو بردیم

گرفتند که کس قلب نیارد بر صرّاف

خواجو بملامت ز درت باز نگردد

عنقا نتواند که نشیمن نکند قاف

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹ای سرو خرامنده ی بستان حقایق
  2. شمارهٔ ۱۸۰ای کرده تیره شب را بر آفتاب منزل
  3. شمارهٔ ۱۸۱مرا که راه نماید کنون بخانه ی دل
  4. شمارهٔ ۱۸۲باغبان گو برو مپیما کز گل
  5. شمارهٔ ۱۸۳یا مُسرع الشمال اذا تَحصل الوصول
  6. شمارهٔ ۱۸۴مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل
  7. شمارهٔ ۱۸۵مرا که نیست بخاک درت امید وصول
  8. شمارهٔ ۱۸۶شب رحیل ز افغان خستگان مراحل
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.