پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۸۱

مرا که راه نماید کنون بخانه ی دل

که خاک راهم اگر دل دهم بخانه ی گل

من آن نیم که ز دینار باشدم شادی

اگرچه بنده باقبال می شود مقبل

چو سرو هر که برآورد نام آزادی

دلش کجا بسهی قامتان شود مائل

مرا قتیل نبیند کسی بضربت تیغ

مگر گهی که ز من منقطع شود قاتل

براه بادیه مستسقی جمال حرم

بود لبالبش از آب دیدگان منزل

ز چشم ما نرود کاروان بوقت رحیل

بحکم آنکه ز سیلاب نگذرد محمل

اگرچه بر گذرت سائلان بسی هستند

چو آب دیده ی ما نیست در رهت سائل

بملک دانش اگر حکم و حکمتت باید

مقیم عالم دیوانگی شو ای عاقل

چو وصل و هجر حجابست پیش اهل سلوک

ازین حجاب برون آی تا شوی واصل

مفارقت متصور کجا شود ما را

که نیست هر دو جهان در میان ما حائل

کسی که در حرم جان وطن کند خواجو

بود هر آینه از ساکنان کعبه ی دل

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳یا مُسرع الشمال اذا تَحصل الوصول
  2. شمارهٔ ۱۸۴مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل
  3. شمارهٔ ۱۸۵مرا که نیست بخاک درت امید وصول
  4. شمارهٔ ۱۸۶شب رحیل ز افغان خستگان مراحل
  5. شمارهٔ ۱۸۷هرگه که ز خرگه بچمن بار دهد گل
  6. شمارهٔ ۱۸۸چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده ایم
  7. شمارهٔ ۱۸۹ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم
  8. شمارهٔ ۱۹۰ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.