پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۹۰

ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم

چو شاخ گل بکف آید ز نوک خارچه غم

اگر هزار فعان کرده است بلبل مست

چو غنچه پرده بر اندازد از هزار چه غم

معاشری که مدام از قدح گزیرش نیست

چو می ز جام فرح نوشد از خمار چه غم

در آنزمان که شود وصل معنوی حاصل

بصورت ار نشوی زائر مزار چه غم

میان لیلی و مجنون چو قرب جانی هست

اگر چنانک بود دوری دیار چه غم

ز روزگار میندیش و کار خویش بساز

چو روزگار برآمد ز روزگار چه غم

بزیر بار غم ار پست گشته ام غم نیست

مرا که ترک شتر کرده ام ز بار چه غم

ترا چه غم بود از درد ما که سلطانرا

ز رنج خاطر درویش دلفگار چه غم

درین میان که گرفتار عشق شد خواجو

گرش مراد نهد چرخ در کنار چه غم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲در جهان وقف حریم حرم او کردیم
  2. شمارهٔ ۱۹۳من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم
  3. شمارهٔ ۱۹۴مردیم در خمار و شرابی نیافتیم
  4. شمارهٔ ۱۹۵من بیدل نگر از صحبت جانان محروم
  5. شمارهٔ ۱۹۶داریم دلی پر غم و غمخوار نداریم
  6. شمارهٔ ۱۹۷تا چند بشادی می غمهای تو نوشم
  7. شمارهٔ ۱۹۸بلبلان که رساند نسیم باغ ارم
  8. شمارهٔ ۱۹۹چو بر کشی علم قربت از حریم حرم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.