پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۹۵

من بیدل نگر از صحبت جانان محروم

تنم از درد بجان آمده و ز جان محروم

خضر سیراب و من تشنه جگر در ظلمات

چون سکندر ز لب چشمه ی حیوان محروم

آن نگینی که بدو بود ممالک بر پای

در کف دیو فتادست و سلیمان محروم

ای طبیب دل مجروح روا می داری

جان من خون شده از رنج و ز درمان محروم

خاشه چینان زمین روب سراپرده ی انس

همه در بندگی و بنده ازینسان محروم

همچو پروانه نگر مرغ دل ریش مرا

بال و پر سوخته وز شمع شبستان محروم

ای مقیمان سر کوی سلاطین آخر

بنده تا کی بود از حضرت سلطان محروم

رحمت آرید بر آن مرغ سحر خوان چمن

کو بماند ز گل و طرف گلستان محروم

عیب خواجو نتوان کرد اگرش جان عزیز

همچو یعقوب شد از یوسف کنعان محروم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷تا چند بشادی می غمهای تو نوشم
  2. شمارهٔ ۱۹۸بلبلان که رساند نسیم باغ ارم
  3. شمارهٔ ۱۹۹چو بر کشی علم قربت از حریم حرم
  4. شمارهٔ ۲۰۰اکنون که از بهشت نشان می دهد نسیم
  5. شمارهٔ ۲۰۱کشتی ما کو که ما زورق در آب افکنده ایم
  6. شمارهٔ ۲۰۲با لعل او ز جوهر جان در گذشته ایم
  7. شمارهٔ ۲۰۳ایدل ار خواهی بدولتخانه ی جانت برم
  8. شمارهٔ ۲۰۴ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده ایم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.