پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۹۴

مردیم در خمار و شرابی نیافتیم

گشتیم عرق آتش و آبی نیافتیم

کردیم حال خون دل از دیدگان سؤال

لیکن بجز سرشک جوابی نیافتیم

تا چشم مست یار خرابی بنا نهاد

همچون دل شکسته خرابی نیافتیم

رفتیم در هوایش و بر خاک کوی او

بردیم آب خویش و مآبی نیافتیم

جان را براه بادیه از تاب تشنگی

کردیم خون و اشک سحابی نیافتیم

در ده قدح که جز دل بریان خون چکان

در بزمگاه عشق کبابی نیافتیم

کردیم بی حجاب نظر در رخت ولیک

روی ترا بجز تو حجابی نیافتیم

خاک درت شدیم چو خواجو بحکم آنک

برتر ز درگه تو جنابی نیافتیم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶داریم دلی پر غم و غمخوار نداریم
  2. شمارهٔ ۱۹۷تا چند بشادی می غمهای تو نوشم
  3. شمارهٔ ۱۹۸بلبلان که رساند نسیم باغ ارم
  4. شمارهٔ ۱۹۹چو بر کشی علم قربت از حریم حرم
  5. شمارهٔ ۲۰۰اکنون که از بهشت نشان می دهد نسیم
  6. شمارهٔ ۲۰۱کشتی ما کو که ما زورق در آب افکنده ایم
  7. شمارهٔ ۲۰۲با لعل او ز جوهر جان در گذشته ایم
  8. شمارهٔ ۲۰۳ایدل ار خواهی بدولتخانه ی جانت برم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.