پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۰۱

کشتی ما کو که ما زورق در آب افکنده ایم

در خرابات مغان خون را خراب افکنده ایم

جام می را مطلع خورشید تابان کرده ایم

وز حرارت تاب دل در آفتاب افکنده ایم

با جوانان بر در میخانه مست افتاده ایم

وز فغان پیر مغان را در عذاب افکنده ایم

شاهد میخوارگان گو روی بنمای از نقاب

کاین زمان از روی کار خود نقاب افکنده ایم

محتسب است فضیحت بر سر ما گومران

گر برندی در جهان خر در خلاب افکنده ایم

آبروی ساغر از چشم قدح پیمای ماست

گر ببی آبی سپر بر روی آب افکنده ایم

ما که از جام محبت نیمه مست افتاده ایم

کی بهوش آئیم کافیون در شراب افکنده ایم

گوشه ی دل کرده ایم از بهر میخواران کباب

لیکن از سوز دل آتش در کباب افکنده ایم

غم مخور خواجو که از غم خوابرا بینی بخواب

زانک ما چشم امید از خورد و خواب افکنده ایم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳ایدل ار خواهی بدولتخانه ی جانت برم
  2. شمارهٔ ۲۰۴ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده ایم
  3. شمارهٔ ۲۰۵ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
  4. شمارهٔ ۲۰۶آن ماه پری رخ را در خانه نمی بینم
  5. شمارهٔ ۲۰۷مدام آن نرگس سرمست را در خواب می بینم
  6. شمارهٔ ۲۰۸گلی به رنگ تو در بوستان نمی‌بینم
  7. شمارهٔ ۲۰۹نشان دل بی نشان از که جویم
  8. شمارهٔ ۲۱۰صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.