پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۰۵

ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم

وی دلم یک سر مو و ز سر موئی شده کم

گر دلم باک ندارد ز غم عشق چه باک

ور غمم دست ندارد ز دل خسته چه غم

هم دل گرم کرم نیست درین ره همدل

هم دم مرد گرم نیست درین غم همدم

پیش چشمم ز حیا آب شود چشمه ی نیل

وانگه از نیل سرشکم برود آب بقم

ای بصد وجه رخ خوب تو وجهی ز بهشت

وی بصد باب سر کوی تو بابی زارم

چون کنم وصف جمالت که دورویست ورق

چون دهم شرح غمت چون دو زبانست قلم

من بغوغای رقیب از سر کویت نروم

زانک بی خون حرامی نبود وصل حرم

از تو چون صبر کنم زانک نگردد ممکن

صبر درویش ز الطاف خداوند کرم

خیز خواجو که چو پرگار بسر باید گشت

هر که در دایره ی عشق نهادست قدم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷مدام آن نرگس سرمست را در خواب می بینم
  2. شمارهٔ ۲۰۸گلی به رنگ تو در بوستان نمی‌بینم
  3. شمارهٔ ۲۰۹نشان دل بی نشان از که جویم
  4. شمارهٔ ۲۱۰صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم
  5. شمارهٔ ۲۱۱اشکست که می گردد در کوی تو همرازم
  6. شمارهٔ ۲۱۲ما زرخ کار خویش پرده برانداختیم
  7. شمارهٔ ۲۱۳ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمستم
  8. شمارهٔ ۲۱۴گرچه من آب رخ از خاک درت یافته ام
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.