پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۰۴

ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده ایم

چون صدف دامن پر از لؤلؤی لالا کرده ایم

خرقه ی صوفی بخون چشم ساغر شسته ایم

دین و دنیا در سر جام مصفّا کرده ایم

عیب نبود گر ترنج از دست نشناسیم از آن

کز سر دیوانگی عیب زلیخا کرده ایم

تا سواد خط مشکین تو بر مه دیده ایم

سرّ سودای ترا نقش سویدا کرده ایم

وصف گلزار جمالت در گلستان خوانده ایم

بلبل شوریده را سرمست و شیدا کرده ایم

راستی را تا ببالای تو مائل گشته ایم

خانه ی دل را چو گردون زیر و بالا کرده ایم

هر شبی از مهر رخسار تو تا هنگام صبح

دیده ی اختر فشانرا در ثریا کرده ایم

با شکنج زلف مشک آسای عنبر سای تو

هیچ بوئی می بری کامشب چو سودا کرده ایم

اشک خواجو دامن دریا ازان گیرد که ما

از وطن با چشم گریان رو بدریا کرده ایم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶آن ماه پری رخ را در خانه نمی بینم
  2. شمارهٔ ۲۰۷مدام آن نرگس سرمست را در خواب می بینم
  3. شمارهٔ ۲۰۸گلی به رنگ تو در بوستان نمی‌بینم
  4. شمارهٔ ۲۰۹نشان دل بی نشان از که جویم
  5. شمارهٔ ۲۱۰صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم
  6. شمارهٔ ۲۱۱اشکست که می گردد در کوی تو همرازم
  7. شمارهٔ ۲۱۲ما زرخ کار خویش پرده برانداختیم
  8. شمارهٔ ۲۱۳ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمستم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.