پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۰۳

ایدل ار خواهی بدولتخانه ی جانت برم

ور حدیث جان نگوئی پیش جانانت برم

شمسه ی ایوان عقلی ماه برج عشق باش

تا بپیروزی برین پیروزه ایوانت برم

گر چنان دانی که از راه خطا بگذشته ی ئی

پای در نه تا بخلوتخانه ی خانت برم

گوهر شهوار خواهی بر لب بحر آرمت

دامن گل بایدت سوی گلستانت برم

هیچ در دستت نه وز دربان نمیاری گذشت

بگذر از سر تا بشادروان سلطانت برم

از کف دیو طبیعت باز گیر انگشتری

تا بگیرم دست و بر تخت سلیمانت برم

نفس کافر کیش را گر بنده ی فرمان کنی

هرچه فرمائی شوم تسلیم و فرمانت برم

در گذر زین ارقم نه سر که گر دل خواهدت

دست گیرم بر سر گنجینه ی جانت برم

گر شوی با من چو آه صبحگاهی همنفس

از دل پر مهر بر ایوان کیوانت برم

چون درین راه از در بتخانه می یابی گشاد

مست و لا یعقل درآ تا پیش رهبانت برم

ور جدا گردی ز خواجو با بهشتی پیکران

از پی نزهت بصحن باغ رضوانت برم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
  2. شمارهٔ ۲۰۶آن ماه پری رخ را در خانه نمی بینم
  3. شمارهٔ ۲۰۷مدام آن نرگس سرمست را در خواب می بینم
  4. شمارهٔ ۲۰۸گلی به رنگ تو در بوستان نمی‌بینم
  5. شمارهٔ ۲۰۹نشان دل بی نشان از که جویم
  6. شمارهٔ ۲۱۰صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم
  7. شمارهٔ ۲۱۱اشکست که می گردد در کوی تو همرازم
  8. شمارهٔ ۲۱۲ما زرخ کار خویش پرده برانداختیم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.