پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۹۸

بلبلان که رساند نسیم باغ ارم

بتشنگان که دهد آب چشمه ی زمزم

مقیم در طیرانست مرغ خاطر ما

بگرد کوی تو همچون کبوتران حرم

مرا بناوک مژگان اگر کشی غم نیست

شهید تیغ غمت را ز نوک تیر چه غم

بنامه بهر جگر خستگان دود فراق

بساز شربتی آخر ز آب چشم قلم

کجا بطعنه ی دشمن ز دوست برگردم

که غرق بحر مودت نترسد از شبنم

گرم عنایت شه دستگیر خواهد بود

منم کنون و سر خاکسار و پای علم

بیار نکهت جان بخش بوستان وصال

که جان فدای تو باد ای نسیم عیسی دم

کسی که ملک خرد باشدش بزیر نگین

ز جام می ندهد جرعه ئی بملکت جم

چگونه در ره مستی قدم نهد خواجو

اگر نه بر سر هستی نهاده است قدم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۰۰اکنون که از بهشت نشان می دهد نسیم
  2. شمارهٔ ۲۰۱کشتی ما کو که ما زورق در آب افکنده ایم
  3. شمارهٔ ۲۰۲با لعل او ز جوهر جان در گذشته ایم
  4. شمارهٔ ۲۰۳ایدل ار خواهی بدولتخانه ی جانت برم
  5. شمارهٔ ۲۰۴ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده ایم
  6. شمارهٔ ۲۰۵ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
  7. شمارهٔ ۲۰۶آن ماه پری رخ را در خانه نمی بینم
  8. شمارهٔ ۲۰۷مدام آن نرگس سرمست را در خواب می بینم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.