پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۹۹

چو بر کشی علم قربت از حریم حرم

ز ما ببادیه یادآر از طریق کرم

ندانم این نفس روح بخش روحانی

شمیم باغ بهشتست یا نسیم ارم

رقوم دفتر دیوانگی نکو خواند

کسی که بر دلش از بیخودی زدند رقم

مسخرت نشود تختگاه ملک وجود

مگر گهی که زنی خیمه بر جهان عدم

مرا که گنج غمت هست در خرابه ی دل

چرا ببی در می سرزنش کنی چو دُرم

بدور باش فراقم ز خویش دور مدار

اگر چنانک کنی قتل من بتیغ ستم

کنون که کشتی عمرم فتاده در غرقاب

کجا بساحل شادی رسم ز ورطه ی غم

چو صید عشق شدم از حرامیم غم نیست

که هیچکس نکند قصد آهوان حرم

چه خیزد ار بنشانی چو خاک شد خواجو

غبار خاطر او را بآب چشم قلم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱کشتی ما کو که ما زورق در آب افکنده ایم
  2. شمارهٔ ۲۰۲با لعل او ز جوهر جان در گذشته ایم
  3. شمارهٔ ۲۰۳ایدل ار خواهی بدولتخانه ی جانت برم
  4. شمارهٔ ۲۰۴ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده ایم
  5. شمارهٔ ۲۰۵ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
  6. شمارهٔ ۲۰۶آن ماه پری رخ را در خانه نمی بینم
  7. شمارهٔ ۲۰۷مدام آن نرگس سرمست را در خواب می بینم
  8. شمارهٔ ۲۰۸گلی به رنگ تو در بوستان نمی‌بینم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.