پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۹۶

داریم دلی پر غم و غمخوار نداریم

وز مستی و بی‌خویشتنی عار نداریم

ما را نه ز دین آر بشارت نه ز دینار

کاندیشه ز دین و غم دینار نداریم

تا منزل ما کوی خرابات مغان شد

خلوت بجز از خانه خمّاز نداریم

بیدار بسر بردن و تا روز نخفتن

سودی نکند چون دل بیدار نداریم

با زاری از آنیم که با ناله و زاری

داریم سری و سر بازار نداریم

از ما سخن یار چه پرسید که یکدم

بی یار نه‌ایم و خبر از یار نداریم

ما را بجز از آه سحر همنفسی نیست

زیرا که جز او محرم اسرار نداریم

در دل بجز آزار نداریم ولیکن

مرهم بجز از یار دلازار نداریم

باز آی که بی روی تو ای یار سمن بوی

برگ سمن و خاطر گلزار نداریم

آزردن و بیزار شدن شرط خرد نیست

بیزار مشو چون ز تو آزار نداریم

با هیچکس انکار نداریم چو خواجو

ز آنروی که با هیچکسی کار نداریم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸بلبلان که رساند نسیم باغ ارم
  2. شمارهٔ ۱۹۹چو بر کشی علم قربت از حریم حرم
  3. شمارهٔ ۲۰۰اکنون که از بهشت نشان می دهد نسیم
  4. شمارهٔ ۲۰۱کشتی ما کو که ما زورق در آب افکنده ایم
  5. شمارهٔ ۲۰۲با لعل او ز جوهر جان در گذشته ایم
  6. شمارهٔ ۲۰۳ایدل ار خواهی بدولتخانه ی جانت برم
  7. شمارهٔ ۲۰۴ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده ایم
  8. شمارهٔ ۲۰۵ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.