پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۹۱

روزگاری روی در روی نگاری داشتم

راستی را با رخش خوش روزگاری داشتم

همچو بلبل می خروشیدم بفصل نوبهار

زانک در بستان عشرت نوبهاری داشتم

خوف غرقابم نبود و بیم موج از بهر آنک

کز میان قلزم محنت کناری داشتم

از کمین سازان کسی نگشود بر قلبم کمان

چون بمیدان زان صفت چابک سواری داشتم

گر غمم خون جگر می خورد هیچم غم نبود

از برای آنک چون او غمگساری داشتم

در نفس چون بادم از خاطر برون بردی غبار

گر بدیدی کز گذار او غباری داشتم

داشتم یاری که یکساعت ز من غیبت نداشت

گرچه هر ساعت نشیمن در دیاری داشتم

چرخ بد مهرش کنون کز من بدستان در ربود

گوئیا در خواب می بینم که یاری داشتم

همچو خواجو با بد و نیک کسم کاری نبود

لیک با او داشتم گر زانک کاری داشتم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم
  2. شمارهٔ ۱۹۴مردیم در خمار و شرابی نیافتیم
  3. شمارهٔ ۱۹۵من بیدل نگر از صحبت جانان محروم
  4. شمارهٔ ۱۹۶داریم دلی پر غم و غمخوار نداریم
  5. شمارهٔ ۱۹۷تا چند بشادی می غمهای تو نوشم
  6. شمارهٔ ۱۹۸بلبلان که رساند نسیم باغ ارم
  7. شمارهٔ ۱۹۹چو بر کشی علم قربت از حریم حرم
  8. شمارهٔ ۲۰۰اکنون که از بهشت نشان می دهد نسیم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.