پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۸۹

ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم

ولی چو در نگرم پرده ی رخ تو منم

مرا ز خویش بیک جام باده باز رهان

که جام باده رهائی دهد ز خویشتنم

بجز نسیم صبا ای برادران عزیز

که آرد از طرف مصر بوی پیرهنم

چون زان دو نرگس میگون بیان کنم رمزی

کسی که گوش کند مست گردد از سخنم

اگر نصیب نبخشی زلاله و سمنم

ز دور باز مدار از تفرج چمنم

گهی که بلبل روح از قفس کند پرواز

زنم اگرنه در این دم صفیر شوق زنم

در آن نفس که مرا از لحد برانگیزند

حدیث عشق تو باشد نوشته بر کفنم

اگر خیال تو آید بپرسشم روزی

بجز خیال نیابد نشانی از بدنم

نهاده ام سر پرشور دائماً بر کف

بدان امید که در پای مرکبت فکنم

چون شمع مجلس اگر دم بر آرم از سر سوز

برآرد آتش عشقت زبانه از دهنم

اگر چو زلف کژت بر شکستم از خواجو

گمان مبر که توانم که از تو بر شکنم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱روزگاری روی در روی نگاری داشتم
  2. شمارهٔ ۱۹۲در جهان وقف حریم حرم او کردیم
  3. شمارهٔ ۱۹۳من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم
  4. شمارهٔ ۱۹۴مردیم در خمار و شرابی نیافتیم
  5. شمارهٔ ۱۹۵من بیدل نگر از صحبت جانان محروم
  6. شمارهٔ ۱۹۶داریم دلی پر غم و غمخوار نداریم
  7. شمارهٔ ۱۹۷تا چند بشادی می غمهای تو نوشم
  8. شمارهٔ ۱۹۸بلبلان که رساند نسیم باغ ارم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.