پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۸۴

مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل

که بعد در ره معنی نه مانعست و نه حائل

چو هست عهد مودّت میان لیلی و مجنون

چه غم ز شدت اعراب و اختلاف قبائل

در آن مصاف که جان تازه گردد از لب خنجر

قتیل عشق نمیرد مگر نغیبت قاتل

کسی که خاک شود در میان بحر مودت

گمان مبر که بردبار از و غبار بساحل

ترا که کعبه طواف حرم کند بحقیقت

چه احتیاج بسیر و سلوک و قطع منازل

ببخش بر دل مستسقیان وادی فرقت

که کرده اند لبالب بخون دیده مراحل

اگرچه هیچ وسیلت بحضرت تو ندارم

هوای روی توام هست بهترین وسائل

سواد خط تو بیرون نمی رود ز سویدا

خیال خال تو خالی نمی شود ز مخائل

مرا نصیحت دانا بعقل باز نیارد

که اقتضای جنون می کند ملامت عاقل

اگر ز شست تو باشد بزن خدنگ زره سم

وگر ز دست تو باشد بیار زهر هلاهل

نوای نغمه ی خواجو شنو به گاه صبوحی

چنانکه وقت سحر در چمن خروش عنادل

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۸۶شب رحیل ز افغان خستگان مراحل
  2. شمارهٔ ۱۸۷هرگه که ز خرگه بچمن بار دهد گل
  3. شمارهٔ ۱۸۸چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده ایم
  4. شمارهٔ ۱۸۹ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم
  5. شمارهٔ ۱۹۰ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم
  6. شمارهٔ ۱۹۱روزگاری روی در روی نگاری داشتم
  7. شمارهٔ ۱۹۲در جهان وقف حریم حرم او کردیم
  8. شمارهٔ ۱۹۳من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.