پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۸۶

شب رحیل ز افغان خستگان مراحل

مجال خواب نیابند ساکنان محامل

مکش ز مام شتر ساربان که دلشدگان را

کشیده است سر زلف دلبران بسلاسل

سرشک دیده که میرانم از پی تو مرانش

چرا که شرط کریمان بود اجابت سائل

تنم مقیم مقامست و جان بمرحله عازم

سرم ملازم بالین و دل بقافله مائل

بخامه هر که نویسد فراق نامه ی ما را

عجب که آتش نی درنیفتدش با نامل

نسیم روضه خلدست یا شمیم احبا

شعاع نور جبینست یا فروغ مشاعل

بسا که در غم عشق تو ابن مقله ی چشمم

نوشت بر ورق زر بسیم ناب رسائل

سرم بنعل سمندت مُتوّ جست و تو فارغ

دلم ببند کمندت مقیدست و تو غافل

اگرنه با تو نشینم مرا ز عشق چه باقی

وگرنه روی تو بینم مرا ز دیده چه حاصل

زبان خامه قلم گشت در بیان جدائی

نرفت قصه بپایان و رفت عمر بباطل

سزد که دست بشویند از آب چشم تو خواجو

که هست آتش دل غالب و سرشک تو نازل

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده ایم
  2. شمارهٔ ۱۸۹ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم
  3. شمارهٔ ۱۹۰ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم
  4. شمارهٔ ۱۹۱روزگاری روی در روی نگاری داشتم
  5. شمارهٔ ۱۹۲در جهان وقف حریم حرم او کردیم
  6. شمارهٔ ۱۹۳من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم
  7. شمارهٔ ۱۹۴مردیم در خمار و شرابی نیافتیم
  8. شمارهٔ ۱۹۵من بیدل نگر از صحبت جانان محروم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.