پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۸۷

هرگه که ز خرگه بچمن بار دهد گل

نرگس نکند خواب خوش از غلغل بلبل

ای خادم یاقوت لب لعل تو لؤلؤ

وی هندوی ریحان خط سبز تو سنبل

تا کی کند آن غمزه ی عاشق کش معلول

در کار دل ریش من خسته تعلل

گر نرگس مستت نکند ترک تعدّی

چندین چه کند زلف دراز تو تطاول

شرح شکن زلف تو بابیست مطوّل

کوتاه کنم تا نکشد سر بتسلسل

آن صورت آراسته را بیش میارای

کانجا که جمالست چه حاجت بتجمل

محمل مبر از منزل احباب که ما را

یکدم نبود بار فراق تو تحمل

المُغرم یستغرق فی البحر غریقاً

و اللائم کالنائم فی الساحل یغفُل

هر لحظه که خاموش شود ماه مغنی

از مرغ صراحی شنوم نعره که قل قل

ای آنکه جمال از رخ زیبای تو جزویست

غمهای جهان جزو و غم عشق تو شد کل

بر باد هوا باده مپیمای که خواجو

از مل نشود بی خبر الا بتامل

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم
  2. شمارهٔ ۱۹۰ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم
  3. شمارهٔ ۱۹۱روزگاری روی در روی نگاری داشتم
  4. شمارهٔ ۱۹۲در جهان وقف حریم حرم او کردیم
  5. شمارهٔ ۱۹۳من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم
  6. شمارهٔ ۱۹۴مردیم در خمار و شرابی نیافتیم
  7. شمارهٔ ۱۹۵من بیدل نگر از صحبت جانان محروم
  8. شمارهٔ ۱۹۶داریم دلی پر غم و غمخوار نداریم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.