پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۸۵

مرا که نیست بخاک درت امید وصول

کجا بمنزل قربت بود مجال نزول

اگر وصال تو حاصل شود بجان بخرم

ولی عجب که رسد کام بیدلان بحصول

چنین شنیده ام از پرده ساز نغمه ی شوق

که ضرب سوختگان خارج اوفتد ز اصول

خموش باش که با کشتگان خنجر عشق

خلاف عقل بود درس گفتن از معقول

بر اهل عشق فضیلت بعقل نتوان جست

که عقل و فضل درین ره عقیله است و فضول

بروز حشر سر از موج خون برون آرد

کسیکه گشت به تیغ مفارقت مقتول

گذشت قافله و ما گشوده چشم امید

که کی ز گوشه ی محمل نظر کند محمول

میان ما و شما حاجت رسالت نیست

چو انقطاع نباشد چه احتیاج رسول

مفارقت نکنم دیگر از حریم حرم

گرم بکعبه ی وصل افتد اتفاق وصول

چو ره نمی برم از تیرگی بآب حیات

شدست جان من تشنه از حیات ملول

ببوس دست مقیمان درگهش خواجو

بود که راه دهندت ببارگاه قبول

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷هرگه که ز خرگه بچمن بار دهد گل
  2. شمارهٔ ۱۸۸چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده ایم
  3. شمارهٔ ۱۸۹ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم
  4. شمارهٔ ۱۹۰ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم
  5. شمارهٔ ۱۹۱روزگاری روی در روی نگاری داشتم
  6. شمارهٔ ۱۹۲در جهان وقف حریم حرم او کردیم
  7. شمارهٔ ۱۹۳من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم
  8. شمارهٔ ۱۹۴مردیم در خمار و شرابی نیافتیم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.