پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۷۶

بیار باده که وقت گلست و موسم باغ

ز مهر بر دل پر خون لاله بنگر داغ

دماغ عقل معطر کن از شمامه ی می

بود که بوی عفافش برون رود ز دماغ

گهی که زاغ شب از آشیان کند پرواز

ز عکس باده چو چشم خروس کن پرِ زاغ

اگر چراغ نباشد به تیره شب شاید

چرا که باغ برافروخت از شکوفه چراغ

بر آتش رخ گل آب می فشاند میغ

وز آب آینه گون زنگ می زداید ماغ

ببین که مرغ چمن دمبدم هزار سلام

بدست باد صبا می کند بباغ ابلاغ

ز رهگذار نسیم بهار رنگ آمیز

شدست ساحت بستان چو کلبه ی صبّاغ

خوشا بطرف گلستان شراب نسرین بوی

ز دست لاله عذاران عنبرین اِصداغ

چو راغ را شود از لاله شُقّه خون آلود

بخون لاله بباید گرفت دامن راغ

مگو حکایت پیمان و نام توبه مبر

که نیست از می و پیمانه ام بتوبه فراغ

بصحن باغ قدح نوش و غم مخور خواجو

که آنک باغ بنا کرد برنخورد از باغ

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸شمیم باغ بهشتست یا نسیم عراق
  2. شمارهٔ ۱۷۹ای سرو خرامنده ی بستان حقایق
  3. شمارهٔ ۱۸۰ای کرده تیره شب را بر آفتاب منزل
  4. شمارهٔ ۱۸۱مرا که راه نماید کنون بخانه ی دل
  5. شمارهٔ ۱۸۲باغبان گو برو مپیما کز گل
  6. شمارهٔ ۱۸۳یا مُسرع الشمال اذا تَحصل الوصول
  7. شمارهٔ ۱۸۴مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل
  8. شمارهٔ ۱۸۵مرا که نیست بخاک درت امید وصول
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.