پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۷۵

به سوز سینه رسند اهل دل به ذوق سماع

که شمع سوخته دل را از آتشست شعاع

حدیث سوز درون از زبان نی بشنو

ولی چو شمع نباشد چه آگهی ز سماع

بچشم آهوی لیلی نظر کن مجنون

گهی که بر سر خاکش چرا کنند سباع

برو طبیب و صداعم مده که مخمورم

مگر بباده رهائی دهی مرا ز صداع

بیا وجام عقارم بده که تا بودم

نه با عقار تعلق گرفته ام نه ضیاع

چگونه از خط حکم تو سر بگردانم

که من مطیعم و حکم تو پیش بنده مطاع

شدی و بی‌تو به هر شارعی که بگذشتم

ز دود سینه هوا بر سرم ببست شِراع

به روشنی نتوان بار بر شتر بستن

که همچو شام بود تیره بامداد وداع

به رقعه ای دل ما شاد کن که در غم تو

بسی خون جگر نسخ کرده ایم رقاع

مرا از آنچه که گیرد حرامی از پس و پیش

چو ترک خویش گرفتم چه غم خورم ز متاع

به مهد خاک برد با تو دوستی خواجو

که شیر مهر تو خوردست در زمان رضاع

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷چون آتش خور شعله زد از شیشه ی شفاف
  2. شمارهٔ ۱۷۸شمیم باغ بهشتست یا نسیم عراق
  3. شمارهٔ ۱۷۹ای سرو خرامنده ی بستان حقایق
  4. شمارهٔ ۱۸۰ای کرده تیره شب را بر آفتاب منزل
  5. شمارهٔ ۱۸۱مرا که راه نماید کنون بخانه ی دل
  6. شمارهٔ ۱۸۲باغبان گو برو مپیما کز گل
  7. شمارهٔ ۱۸۳یا مُسرع الشمال اذا تَحصل الوصول
  8. شمارهٔ ۱۸۴مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.