پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۷۲

ای دل مکن انکار و از این کار میندیش

وررانک در این کاری از انکار میندیش

در کام نهنگان شو و کامی بکف آور

چون یار بدست آید از غیار میندیش

با شوق حرم سرمکش از تیغ حرامی

وز بادیه و وادی خونخوار میندیش

مارست غم عشقش و او گنج لطافت

گنجت چو بدست اوفتد از مار میندیش

گر زانک توئی نقطه ی پرگار محبت

از نقطه برون آی و ز پرگار میندیش

چون دست دهد پرتو انوار تجلی

از نور مبرا شو و از نار میندیش

در عشق چو قربان شوی از کیش برون آی

ور لاف انا الحق زنی از دار میندیش

گر جان طلبد یار دل یار بدست آر

چون سر بشد از دست ز دستار میندیش

خواجو اگرت سر برود در سر این کار

انکار مکن وز غم این کار میندیش

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴بشهریار بگوئید حال این درویش
  2. شمارهٔ ۱۷۵به سوز سینه رسند اهل دل به ذوق سماع
  3. شمارهٔ ۱۷۶بیار باده که وقت گلست و موسم باغ
  4. شمارهٔ ۱۷۷چون آتش خور شعله زد از شیشه ی شفاف
  5. شمارهٔ ۱۷۸شمیم باغ بهشتست یا نسیم عراق
  6. شمارهٔ ۱۷۹ای سرو خرامنده ی بستان حقایق
  7. شمارهٔ ۱۸۰ای کرده تیره شب را بر آفتاب منزل
  8. شمارهٔ ۱۸۱مرا که راه نماید کنون بخانه ی دل
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.