پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۶۷

نه مرا بر سر کوی تو بجز سایه جلیس

نه مرا در غم عشق تو بجز ناله انیس

نزد خسرو نبود هیچ شکر جز شیرین

پیش رامین نبود هیچ گل الا رخ ویس

گرنه هدهد ز سبا مژده ی وصل آرد باز

که رساند بسلیمان خبری از بلقیس

مهرورزان چو جمال تو بها می کردند

روی چون ماه ترا مشتری آمد برجیس

پیش چین سر زلف تو نیرزد بجوی

نافه ی مشک ختا گرچه متاعیست نفیس

باغ دور از تو بر مدعیان فردوسست

خار و خس برگ گل و لاله بود نزد خسیس

بر سر کوی خرابات مغان خواجو را

کاسه آنگاه شود پر که تهی گردد کیس

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۶۹رخت شمع شبستان می نهندش
  2. شمارهٔ ۱۷۰آه از آن یار که نبود خبر از یارانش
  3. شمارهٔ ۱۷۱رقم ز غالیه بر طرف لاله زار مکش
  4. شمارهٔ ۱۷۲ای دل مکن انکار و از این کار میندیش
  5. شمارهٔ ۱۷۳پرده ی از رخ بفکن ای خود پرده ی رخسار خویش
  6. شمارهٔ ۱۷۴بشهریار بگوئید حال این درویش
  7. شمارهٔ ۱۷۵به سوز سینه رسند اهل دل به ذوق سماع
  8. شمارهٔ ۱۷۶بیار باده که وقت گلست و موسم باغ
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.