پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۶۸

ای مرغ خوش‌نوا چه فرو بسته‌ای نفس

برکش ز طرف پرده‌سرا نالهٔ جرس

چون نغمه‌ساز گلشن روحانیان تویی

خاموش تا به چند نشینی در این قفس

تا کی در این مزابل سفلی کنی نزول

قانع مشو ز روضهٔ رضوان به خار و خس

اهل خرد متابعت نفس کی کنند

شاه جهان چگونه شود بندهٔ عسس

تنگ شکر بریزد ازین بوم شوره‌ناک

پرواز کن وگرنه به تنگ آیی از مگس

در راه مهر نیست به جز سایه همنشین

در کوی عشق نیست به جز ناله هم‌نفس

مستعجلی و روی بگردانده از طریق

مستسقئی و جان به لب آورده در ارس

با برهمن مگو سخن شرع بعد ازین

وز اهرمن مجو صفت عرش ازین سپس

عمر عزیز چون به هوس صرف کرده‌ای

جان عزیز را مده آخر درین هوس

آزاد باش و بندهٔ احساس کس مشو

کآزاده آن بود که نگردد اسیر کس

خواجو ترا چو ناله به فریاد می‌رسد

دریاب خویش را و به فریاد خویش رس

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰آه از آن یار که نبود خبر از یارانش
  2. شمارهٔ ۱۷۱رقم ز غالیه بر طرف لاله زار مکش
  3. شمارهٔ ۱۷۲ای دل مکن انکار و از این کار میندیش
  4. شمارهٔ ۱۷۳پرده ی از رخ بفکن ای خود پرده ی رخسار خویش
  5. شمارهٔ ۱۷۴بشهریار بگوئید حال این درویش
  6. شمارهٔ ۱۷۵به سوز سینه رسند اهل دل به ذوق سماع
  7. شمارهٔ ۱۷۶بیار باده که وقت گلست و موسم باغ
  8. شمارهٔ ۱۷۷چون آتش خور شعله زد از شیشه ی شفاف
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.