پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۶۱

زهی طناب سراپردهٔ تو گیسوی حور

بزن سریر توجّه به بارگاه سرور

کجا به منزل کرّوبیان بری هودج

از این طوافگه اهرمن نکرده عبور

علم چگونه زنی بر فضای عالم قدس

اگر برون نبری رخت از این سرای غرور

چو این سراچهٔ خاکی مقام عاریتیست

به عاریت نتوان گشت از این صفت مغرور

اگر به گلشن اُنظر اِلیک ره نبری

کجا به گوش تو آید صفیر طایر طور

ببین که تخت سلیمان چگونه شد بر باد

اگرچه بود به فرمان او وحوش و طیور

ز مهره بازی اختر کجا شود ایمن

کسی که روی نهد پیش رای او جیپور

کمان حرص مکن زه که شهسوار اجل

به نوک تیر برد چین از ابروی فغفور

غلام همت صاحبدلان جانبازم

که در عطیه شکورند و در بلیه صبور

ز جام کبر و ریا مست کی شود خواجو

کسی که در کنف کبریا بود مستور

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳برگ نسرین تو را بی‌خار می‌یابم هنوز
  2. شمارهٔ ۱۶۴چون کوتهست دستم از آن گیسوی دراز
  3. شمارهٔ ۱۶۵بستیم دل در آن سر زلف دراز باز
  4. شمارهٔ ۱۶۶کجا بود من مدهوش را حضور نماز
  5. شمارهٔ ۱۶۷نه مرا بر سر کوی تو بجز سایه جلیس
  6. شمارهٔ ۱۶۸ای مرغ خوش‌نوا چه فرو بسته‌ای نفس
  7. شمارهٔ ۱۶۹رخت شمع شبستان می نهندش
  8. شمارهٔ ۱۷۰آه از آن یار که نبود خبر از یارانش
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.