پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۵۶

ای پیر مغان شربتم از دُرد مغان آر

وز درد من خسته مغانرا بفغان آر

چون ره بحریم حرم کعبه ندارم

رختم بسر کوی خرابات مغان آر

مخمور دل افروخته را قوت روان بخش

مخمور جگر سوخته را آب روان آر

تا کی کشم از پیر و جوان محنت و بیداد

پیرانه سرم آگهی از بخت جوان آر

از حادثه ی دور زمان چند کنی یاد

پیغامم از آن نادره ی دور زمان آر

ای شمع که فرمود که در مجلس اصحاب

اسرار دل سوخته از دل بزبان آر

ساقی چو خروس سحری نغمه برآرد

پرواز کن و مرغ صراحی بمیان آر

چون طائر روحم ز قدح باز نیاید

او را بمی روحفزا در طیران آر

رفتی و بجان آمد از درد دل ریش

باز آی و دلم را خبر از عالم جان آر

خواجو بصبوحی چو می تلخ کنی نوش

نقل از لب جان پرور آن پسته دهان آر

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸فتاده‌ام من دیوانه در غم تو اسیر
  2. شمارهٔ ۱۵۹قلم گرفتم و می خواستم که بر طومار
  3. شمارهٔ ۱۶۰آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر
  4. شمارهٔ ۱۶۱زهی طناب سراپردهٔ تو گیسوی حور
  5. شمارهٔ ۱۶۲کار من شکسته بسامان رسید باز
  6. شمارهٔ ۱۶۳برگ نسرین تو را بی‌خار می‌یابم هنوز
  7. شمارهٔ ۱۶۴چون کوتهست دستم از آن گیسوی دراز
  8. شمارهٔ ۱۶۵بستیم دل در آن سر زلف دراز باز
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.