پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۵۴

ترک عالم گیر و عالم را مسخر کرده گیر

و ابلق ایام را در زیر زین آورده گیر

چون ازین منزل همی باید گذشتن عاقبت

همچو مه بر طارم پیروزه منزل کرده گیر

گر حیات جاودانی بایدت همچون خضر

روی ازین ظلمت بتاب و آب حیوان خورده گیر

همچو فرهاد از غم شیرین بتلخی جان بده

وز لب جان پرور شیرین روان پرورده گیر

خون دل خور چون صراحی و بآب آتشی

آبروی آفتاب آتش افشان برده گیر

رخ ز مهمانخانه ی گیتی بگردان چون مسیح

و آسمان را گرد خوان و قرص مه را گرده گیر

تا کی آزاری به بیزاری و زاری خلق را

مرهم آزار باش و خلق را آزرده گیر

بر بزرگان خرده گیری و ز بزرگی دم زنی

گر بزرگی بگذر این راه و بترک خرده گیر

همچو خواجو تا شود شمع فلک پروانه ات

شمع دل را زنده دار و خویشتن را مرده گیر

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶ای پیر مغان شربتم از دُرد مغان آر
  2. شمارهٔ ۱۵۷ای دل ار سودای جانان داری از جان درگذر
  3. شمارهٔ ۱۵۸فتاده‌ام من دیوانه در غم تو اسیر
  4. شمارهٔ ۱۵۹قلم گرفتم و می خواستم که بر طومار
  5. شمارهٔ ۱۶۰آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر
  6. شمارهٔ ۱۶۱زهی طناب سراپردهٔ تو گیسوی حور
  7. شمارهٔ ۱۶۲کار من شکسته بسامان رسید باز
  8. شمارهٔ ۱۶۳برگ نسرین تو را بی‌خار می‌یابم هنوز
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.