پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۴۹

مسیح وقتی ازین خسته دم دریغ مدار

ز پا در آمدم از من قدم دریغ مدار

ورم قدم بعیادت نمی نهی باری

تفقدی بزبان قلم دریغ مدار

بساز با من دم بسته و کلید نجات

از این مقید دام ندم دریغ مدار

اگر دریغ نداری نظر ز خسته دلان

ازین شکسته ی دلخسته هم دریغ مدار

بعزم کعبه ی قربت چو بسته ایم احرام

ز ما سعادت وصل حرم دریغ مدار

بشادمانی ارت دست می دهد آبی

ز تشنگان بیابان غم دریغ مدار

نوای پرده سرایان بزمگاه وجود

ز ساکنان مقام عدم دریغ مدار

اگر شفا نفرستی بخستگان فراق

ز بستگان ارادت الم دریغ مدار

چو عندلیب گلستان فقر شد خواجو

ازو شمامه ی باغ کرم دریغ مدار

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر
  2. شمارهٔ ۱۵۲بجز نسیم که یابد نصیبی از گلزار
  3. شمارهٔ ۱۵۳پندم بچه عقل می دهد پیر
  4. شمارهٔ ۱۵۴ترک عالم گیر و عالم را مسخر کرده گیر
  5. شمارهٔ ۱۵۵برو ای خواجه و شه را بگدا باز گذار
  6. شمارهٔ ۱۵۶ای پیر مغان شربتم از دُرد مغان آر
  7. شمارهٔ ۱۵۷ای دل ار سودای جانان داری از جان درگذر
  8. شمارهٔ ۱۵۸فتاده‌ام من دیوانه در غم تو اسیر
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.