پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۴۲

هر که او را قدمی هست ز سر نندیشد

وانکه او را گهری هست ززر نندیشد

عجب از لاله دلسوخته کو در دم صبح

از خروشیدن مرغان سحر نندیشد

آنک کام دل او ریختن خون منست

از دل ریش من خسته جگر نندیشد

هر که خاطر بکسی داد جه بیمش ز خطر

کانک رفت از پی خاطر ز خطر نندیشد

پیش شمع رخ زیبا تو گر جان بدهم

نبود عیب که پروانه ز پر نندیشد

خسته ی ضرب تو از تیغ و سنان غم نخورد

کشته ی عشق تو از تیر و تبر نندیشد

سر اگر در سر کار تو کنم دوری نیست

کانک در دست تو افتاد ز سر نندیشد

نکنم یاد شب هجر تو در روز وصال

کانک شد ساکن جنت ز سقر نندیشد

مکن اندیشه که خواجو نکند یاد لبت

کاین خیالیست که طوطی ز شکر نندیشد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴هر نسخه که در وصف خط یار نویسند
  2. شمارهٔ ۱۴۵مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود
  3. شمارهٔ ۱۴۶خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد
  4. شمارهٔ ۱۴۷مستم ز در خانهٔ خمار برآرید
  5. شمارهٔ ۱۴۸بهار دهر بباد خزان نمی ارزد
  6. شمارهٔ ۱۴۹مسیح وقتی ازین خسته دم دریغ مدار
  7. شمارهٔ ۱۵۰معلوم نگردد سخن عشق بتقریر
  8. شمارهٔ ۱۵۱برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.